عبدالحسين بينش

25

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى)

خبر تصرف بارى ، آخرين منطقهء متعلق به بيزانس در شبه جزيرهء ايتاليا ، از سوى نورمانها را دريافت داشت . رومانوس در مسير حركت خود ، راه بيزانس قديم را كه روميان در جنگهايشان از آن عبور مىكردند در پيش گرفت . هدف اصلى وى تصرف دژهاى ارمنستان و پادگان گذاردن در آنها پيش از رسيدن تركان از سوى جنوب بود . رومانوس در امتداد شاخهء جنوبى فرات عليا در ارمنستان نفوذ كرد و چون به ملازگرد رسيد اقدام به تقسيم نيروهاى خويش نمود . او خود رهسپار ملازگرد شد و فرانكها ، روسها و كومانها را براى تصرف دژ « خَلاط » واقع بر ساحل درياچه « وان » گسيل داشت . او بر اين باور بود كه پيروزى سال گذشتهء او در حملهء به مَنْبِجْ اين بار نيز تكرار خواهد شد . « 1 » آلب‌ارسلان در همين سال عمليات خويش را براى تصرف حلب و پايان دادن به قدرت فاطميان در آنجا آغاز كرد . امير حلب « محمود بن صالح بن مرداس » به نام خليفهء عباسى خطبه خواند و به خطيبان مساجد فرمان داد تا جامهء سياه - شعار عباسيان - به تن كنند ؛ و جامهء سبز - شعار فاطميان - را ممنوع ساخت . اما آنها به گفتن حىّ على خير العمل به جاى حىّ على الفلاح در اذان ادامه دادند . در نتيجه آلب‌ارسلان تصميم به سركوبشان گرفت و در جنگ با آنان پيروز گرديد . وى امور را سازمانى دوباره داد و امير محمود را در مقام خود ابقا كرد . سپس از حلب بازگشت و چون به خوى از توابع آذربايجان رسيد خبر يافت كه امپراتور بيزانس با سپاهى گران در ملازگرد و خلاط دست به تحرك زده است . اما از آنجا كه مواضع خودى دور و دشمن نزديك بود موفق به گردآورى سرباز نشد ، از اين رو بار و بنه را همراه همسرش و نظام الملك به همدان فرستاد و خود تنها با نيرويى پانزده هزار نفرى از سواره نظام حركت كرد . آلب ارسلان در هنگام عزيمت گفت : « من با پايمردى مىجنگم اگر پيروز شدم نعمتى است كه خدا به من ارزانى داشته و اگر به شهادت رسيدم ، فرزندم ملك شاه ولى عهد من است . » سپاه حركت كرد . در نزديكى دشمن ، پيش‌قراولان آلب‌ارسلان به پيش‌قراولان

--> ( 1 ) . امپراتور رومانوس در سال 462 ه / 1070 در رأس سپاهى گران به منبج حمله برد و آنجا را دستخوش قتل و غارت ساخت و پس از شكست محمود بن صالح بن مرداس ، بنى كلاب ابن حسان طائى و ديگر اعراب همراهشان ، به سرزمين خويش بازگشت .